تبليغاتX
تقدیم به بهرام رادان

چرا از اکران سنتوری میترسید؟

آه میکشم آهی چنان سوزناک که همه مخالفان  را در آتشش بسوزاند تا سوزش آنها آب سردی باشد بر دل سوخته من ... آه از این بی عدالتی و دل شکنی ها ... چرا از اکران سنتوری میترسید؟

مگر نه اینکه داستان علی  همان داستان آشنای خیلی از همشهریان ماست؟ ... چرا از نشان دادن دردهای جامعه هراس دارید؟

اینها حقایق جامعه اسلامی (!!!؟؟؟) شماست... باید قبولش کنید...

داستان پررمز و راز نمایش عمومی "سنتوری" داریوش مهرجویی نقل امروز و دیروز نیست؛ که این فیلم از همان آغاز تولید و سپس اکران در جشنواره فیلم فجر در کش و قوس آمدن و نیامدن بود.
به فاصله دو سه روز مانده تا آغاز اکران عمومی فیلم سینمایی "سنتوری" در گروه سینمایی قدس، باز هم اما و اگرها از گوشه و کنار سربرآوردند و نمایش عمومی بیستمین فیلم مهرجویی را به شاید وقتی دیگر حواله دادند.
در ظاهر همه چیز از عادی بودن شرایط برای اکران بی‌دغدغه "سنتوری" حکایت داشت. اما اواخر هفته گذشته و اوایل هفته جاری زمزمه‌هایی از توقیف غیررسمی و محترمانه فیلم به گوش رسید و علاقمندان آن و البته توزیع‌کنندگان فیلم را نگران کرد. یعنی می‌شد در حالی که بیلبوردها هم خبر از آمدن "سنتوری" می‌دادند، فیلم به سینماها نیاید.
گذشت زمان نگرانی‌ها را جدی‌تر کرد. آخرین شنبه و یکشنبه تیرماه ۸۶ با وجود کم شدن نسبی دمای هوا برای دوستداران "سنتوری" و هواداران مهرجویی روزهایی گرم و طاقت‌فرسا بود. برگزاری جلسه فوق‌العاده در اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد برای بررسی آخرین وضعیت "سنتوری" هم ره به جایی نبرد و خبری که به بیرون درز کرد، آب سردی بود بر آتش اشتیاق "سنتوری"دوستان.
"سنتوری" برای مدتی به بایگانی رفت و "محاکمه" ایرج قادری جانشین آن شد تا فعلا خیال همه بابت اکران نشدن فیلم مهرجویی راحت (یا ناراحت؟) باشد. اما مگر مشکل فیلم چیست که با وجود داشتن پروانه نمایش همچنان از راه بردن به پرده نقره‌ای بازمی‌ماند و جای خود را به فیلمی دیگر از هدایت فیلم می‌دهد؟
همه آنها که "سنتوری" فعلی و "علی سنتوری" سابق را در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر به تماشا نشستند، متفق‌القول بر این عقیده بودند که فیلم اگر بفروشد و رکورد بزند، سهمی عمده از موفقیت آن بی‌تردید از آن صدای خواننده‌ای خواهد بود که بهرام رادان با بازی خیره‌کننده‌اش روی صدای او لب زده. می‌گفتند مهرجویی سختگیر با یکبار شنیدن صدای خواننده داستان ما رضایت داده صدایش روی تصویر رادان بنشیند و با تصاویر "سنتوری" یکی شود.
محسن چاووشی را خیلی‌ها به خاطر شباهت صدا و نحوه خواندنش به یکی از خوانندگان آن طرف آبی دوست دارند و می‌پسندند. اما همین صدا ظاهرا راه را بر راه یافتن "سنتوری" به پرده‌ها بسته و خب مگر می‌توان فیلمی را که بخشی بزرگ از جذابیت خود را مدیون یک صدای آشناست، بدون آن صدا به سینماها فرستاد و انتظار توفیق هم از آن داشت؟
وقتی فیلم را با کلی اما و اگر در جشنواره پارسال نشان دادند، خیلی‌ها می‌گفتند "سنتوری" برای اکران نمی‌تواند روی این صدا حساب کند و بهرام رادان پس از آموختن سنتور، باید آواز هم بیاموزد و مثل چاووشی بخواند تا فیلم به راحتی مجوز اکران بگیرد. تازه از نسخه جشنواره‌ای "سنتوری" یکی دو ترانه را هم درآورده بودند تا متناسب با آن ایام باشد و مشکلی ایجاد نکند.
حالا اما برای دیدن "سنتوری" روی پرده باید قید صدای چاووشی را زد. اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد امسال یکبار برای دادن مجوز به فیلم پرماجرای "نقاب" دچار مشکل شده و حالا مدیران آن نمی‌خواهند ماجرای "نقاب" بار دیگر با "سنتوری" تکرار شود. آن هم در این اوضاع و احوال که برخی مدیران سینمایی استعفا کرده‌اند و یکی دو اظهار نظر هم سینما را به عرصه سیاست هم کشانده است.
شاید احتیاط مدیران سینمایی برای اینکه از یک سوراخ دوبار گزیده نشوند، قابل درک باشد. اما یکی هم این وسط "سنتوری" دوستان را درک کند که پس از آن نمایش نصفه و نیمه فیلم در جشنواره منتظر دیدن سنتور زدن رادان روی پرده و شنیدن صدای چاووشی در سالن‌های تاریک هستند. شاید هم یکی در این میان باید از زبان علی "سنتوری" بگوید: "موندی و راه چاره نیست ..."
 
 
باعث تاسف است كه فیلمی پس از نمایش در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر و دریافت پروانه نمایش و عقد قرارداد نمایش در سوم مردادماه با سینما قدس، بدلایلی كه اعلام هم نمی‌شود، از چرخه اكران خارج می‌شود. این اقدام باعث می‌گردد تا امنیت حرفه‌ای تولید و سرمایه‌گذاری آن دچار خدشه اساسی گشته و از میان برود. 

 مدیریت این وبلاگ هم صدا با همه عزیزان اعتراض خود را اعلام میدارد و
 
       کوتهبینی همه دستانداران این امر را مورد انتقاد قرار میدهد...
 
 
 
 در شرايطي كه اكران فيلم هنوز نامشخصه ديدن آنونس فيلم  خالي از لطف نيست.
 
                                                                                  با تشکر از دوستان عزیزم  علی و فرح
 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 5:44 بعد از ظهر توسط فرید |